چنانچه مشاهده می شود میانگین حرمت خود اجتماعی گروه آزمایشی به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل بوده است. نتایج تحلیل کواریانس تاثیر آموزش حل مساله بر نمرات حرمت خود والدین نوجوانان واجد مشکلات رفتاری ارتباطی پسر و دختر در جدول 8 ارائه شده است.
جدول 8 : تحلیل کواریانس تاثیر آموزش حل مساله بر نمرات حرمت خود والدینی دو گروه آزمایش و کنترل
متغیرهای همراهمجموع مجذوراتدرجه آزادیواریانسFسطح معنی‌ دار بودنR2تحصیلات مادر47/0147/026/061/0007/0شغل پدر96/4196/476/21/006/0تحصیلات پدر71/2171/252/122/003/0معدل تحصیل76/16176/1641/9004/019/0ترتیب تولد14/0114/082/077/0002/0پیش‌آزمون حرمت خود97/123197/12363/690001/064/0جنسیت74/5174/503/085/0001/0گروه80/55180/5534/310001/045/0تعامل جنسیت و گروه62/0162/035/055/0009/0
فرضیه چهارم:
آموزش حل مسئله میزان حرمت خود والدینی نوجوانان واجد مشکلات رفتاری ارتباطی گروه آزمایش را نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری افزایش می دهد.
چنانچه در جدول 8 مشاهده می شود این تاثیر معنی دار است (0= p). لذا فرضیه چهارم تایید می گردد. و در تبیین این یافته می‎توان گفت که تأثیر آموزش 45/0 است، یعنی اینکه 45 درصد واریانس نمرات حرمت خود والدینی مربوط به تاثیر آموزش حل مساله بوده است. میانگین نمرات حرمت خود والدینی دو گروه در جدول در جدول 9 نشان داده شده است.
جدول 9 : میانگین نمرات باقیمانده حرمت خود والدینی دو گروه آزمایش و کنترل
گروهمیانگینخطای استانداردآزمایشی11/727/0کنترل92/427/0

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

چنانچه مشاهده می شود میانگین حرمت خود والدینی گروه آزمایش به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل بوده است.
فرضیه پنجم:
بین میانگین نمرات حرمت خود کلی پسران و دختران تفاوت معنی داری وجود دارد.
چنانچه در جدول 2 مشاهده می شود این تفاوت معنادار نیست. لذا این فرضیه تایید نمی‌شود. یعنی اینکه بین حرمت خود کلی پسران و دختران تفاوت وجود ندارد
فرضیه ششم:
تاثیر متقابل آموزش و جنسیت بر نمرات حرمت خود معنی دار است.
چنانچه در جدول 2 مشاهده می شود این تاثیر معنی دار نیست. لذا این فرضیه تائید نمی‌شود. یعنی تاثیر آموزش حل مساله در پسران و دختران می تواند یکسان باشد.
فرضیه هفتم:
بین نمرات معدل و نمرات حرمت خود نوجوانان واجد مشکلات رفتاری ارتباطی دختر و پسر رابطه وجود دارد.
چنانچه در جدول 2 مشاهده می شود، رابطه بین معدل و حرمت خود دانش آموزان معنی دار است (0=p).
لذا این فرضیه تائید می شود و مجذور اتا یا واریانس مشترک 3/0 است. یعنی 30 درصد واریانس نمرات معدل و حرمت خود مشترک است.

بحث، نتیجه گیری و تفسیر
همانگونه که در مقدمه بیان گردید هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی سبک حل مساله در میزان حرمت خود در نوجوانان واجد مشکلات رفتاری ارتباطی نسبت به نوجوانان فاقد مشکلات رفتاری ارتباطی می باشد. از نتایج بدست آمده موارد ذیل را می‌توان استنباط و بر حسب مورد تفسیر نمود:
1- فرضیه اول تحقیق مبنی بر اینکه آموزش سبک حل مساله میزان حرمت خود کلی نوجوانان واجد مشکلات رفتاری ارتباطی را در مقایسه با نوجوانان فاقد مشکلات رفتاری ارتباطی افزایش می دهد، تائید گردید. این یافته که نشان می دهد حرمت خود می تواند تغییرات مربوط به مشکلات رفتاری ارتباطی نوجوانان را پیش بینی کند. خود بیانگر آن است که با آموزش حل مساله میزان حرمت خودکلی افزایش می یابد و سطح مشکلات رفتاری ارتباطی دانش آموزان بهبود می یابد. این یافته ها را که با نتایج پژوهش های قبلی (کوپر اسمیت، 1987، نقل از صدرالسادات و اسفندآباد، 1380؛ سیلورستون، سالسالی، 2003، نزو و پری، 1989، اسپیواک و شوره، 1974؛ کسیدی و لانگ، 1996) هم سو است، می توان بر حسب چند احتمال تبیین کرد:
به استناد پژوهش های انجام شده در زمینه‌ی رابطه حرمت خود در ابعاد مختلف با مشکلات رفتاری ارتباطی و تایید هم بستگی این دو متغیر (باتل، 1987؛ هارتر و همکاران، 1992؛ لوچمن و لامپرون، 1986؛ توپ و همکاران، 1992؛ سیلورستون و سالسالی، 2003) از یک سو و رابطه سبک حل مساله با افزایش حرمت خود (اسپیواک و شوره، 1974؛ کسیدی و لانگ، 1996 و نزو، 1986)، از طرف دیگر در یک تبیین کلی باید گفت همین که با آموزش حل مساله می توان حرمت خود کلی آزمودنی های مورد پژوهش را افزایش داد و مشکلات رفتاری ارتباطی را در آنان تقلیل بخشید، خود موید آن است که حرمت خود پایین با مشکلات رفتاری هم بسته است. بنابراین، سبک حل مساله با تامین حرمت خود، مشکلات رفتاری ارتباطی را کاهش می دهد و باعث بهبود کیفیت روابط بین فردی در نوجوانان می شود.
2- فرضیه دوم تحقیق مبنی بر این که آموزش سبک حل مساله میزان حرمت خود تحصیلی نوجوانان دارای مشکلات رفتاری ارتباطی را نسبت به نوجوانان فاقد مشکلات رفتاری ارتباطی افزایش می‎دهد تایید گردید. این یافته نشان می‎دهد میزان حرمت خود تحصیلی در بهبود مشکلات رفتاری ارتباطی آزمودنی‌های تحقیق مؤثر بوده است. همچنین نشان می‎دهد که حرمت خود تحصیلی در پیش بینی تغییرات مربوط به مشکلات رفتاری ارتباطی نوجوانان نقش به سزایی دارد. این یافته ها که با نتایج پژوهش های (ویندل و ویندل، 1996؛ کسیدی و لانگ، 1996؛ اسپیواک و شوره، 1974؛ سیلوراستون و سالسالی، 2003) همسو است، می‎تواند برحسب چند احتمال تبیین گردد:
به استناد پژوهش های انجام شده در زمینه رابطه حرمت خود تحصیلی با مشکلات رفتاری ارتباطی و تایید همبستگی این دو متغیر در تحقیقات (شوارتزر، 1992؛ کوپر اسمیت، 1987؛ به نقل از نورمحمدی 1384؛ پترسون، 1992؛ کاپلان، 1996)، از یک سو و رابطه سبک حل مساله با افزایش حرمت خود تحصیلی (اسپیواک و شوره، 1974؛ کسیدی و لانگ، 1996 و نزو، 1986)، از طرف دیگر در یک تبیین کلی باید گفت حرمت خود تحصیلی با میزان توانایی فرد در ابراز واکنش رفتاری مناسب رابطه دارد. چه حرمت خود تحصیلی نوجوان را قادر می سازد در قلمرو روابط بین فردی کارکردی موفق تر داشته باشد. بر این اساس حرمت خود تحصیلی بر پایه توانایی حل مساله مشکلات رفتاری ارتباطی را در نوجوانان کاهش می‎دهد و باعث بهبود سازگاری آنان با محیط می‎شود.
3- یافته های تحقیق در مورد فرضیه سوم مبنی بر اینکه آموزش حل مساله بر افزایش میزان حرمت خود والدینی نوجوانان واجد مشکلات رفتاری ارتباطی نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری مؤثر است، تایید می‎شود. این یافته نشان می‎دهد که حرمت خود والدینی توانایی پیش بینی تغییرات مربوط به مشکلات رفتاری ارتباطی نوجوانان گروه آزمایش را داشته است که به نوبه خود بیانگر آن است که آموزش حل مساله میزان حرمت خود والدینی را افزایش می دهد و سطح مشکلات رفتاری نوجوانان را بهبود می بخشد. این نتیجه که با نتایج پژوهش های (کسیدی و لانگ، 1996؛ اسپیواک و شوره، 1974؛ صدرالسادات و و اسفندآباد، 1380) همسو است را می توان بر حسب چند احتمال تبیین کرد:
به استناد پژوهش های انجام شده در قلمرو رابطه خود والدینی با مشکلات رفتاری ارتباطی و تایید همبستگی این دو متغیر (اسپیواک و شوره، 1974؛ توث و همکاران، 1992؛ سیلوراستون، سالسالی، 2003) از یک طرف و رابطه سبک حل مساله با افزایش حرمت خود والدینی (کسیدی و لانگ، 1996؛ نزو، 1986)، از طرف دیگر در یک تبیین کلی باید گفت افزایش حرمت خود والدینی با کاهش مشکلات رفتاری ارتباطی و بهبود روابط بین فردی آزمودنی های این تحقیق همبستگی مثبت دارد. و استفاده از سبک حل مساله در بهبود وضعیت سازگاری نوجوانان از رهگذر افزایش حرمت خود والدینی موثر است.
4- نتیجه فرضیه چهارم مبنی بر اینکه آموزش حل مساله میزان حرمت خود اجتماعی نوجوانان واجد مشکلات رفتاری ارتباطی را در مقایسه با نوجوانان فاقد مشکلات رفتاری ارتباطی افزایش می دهد، تایید می شود.
بر پایه یافته های حاصل از این فرضیه که نشان می دهد حرمت خود اجتماعی با پیش بینی تغییرات مربوط به مشکلات رفتاری ارتباطی نوجوانان رابطه دارد، بیانگر آن است که آموزش سبک حل مساله می تواند حرمت خود اجتماعی را افزایش دهد و سطح مشکلات رفتاری ارتباطی نوجوانان گروه آزمایش را کاهش دهد. این یافته ها که با نتایج پژوهش های قبلی (نزو و پری، 1989؛ اسپیواک و شوره، 1974؛ کسیدی و لانگ، 1996) همسو است را می توان بر حسب چند احتمال تبیین کرد:
براساس پژوهش های به عمل آمده در حوزه رابطه حرمت خود اجتماعی با مشکلات رفتاری ارتباطی و تایید همبستگی این دو متغیر (پترسون، 1992؛ شواتزر و همکاران، 1992؛ لوچمن و لامپرون، 1986؛ توث و همکاران، 1992؛ سیلورستون و سالسالی 2003) از یک سو و رابطه سبک حل مساله با افزایش حرمت خود در تحقیقات (درزویلا و گلد فرید، 1971؛ نقل از هاگا و همکاران 1995؛ ویندل و ویندل، 1996؛ کسیدی و لانگ، 1996)، از طرف دیگر، در یک تبیین کلی باید گفت همین که نتیجه این فرضیه تایید شده خود موید براین است که رابطه حرمت خود اجتماعی پایین با مشکلات رفتاری در نوجوانان مورد آزمایش همبسته است. همچنین حرمت خود اجتماعی بالا با سازگاری اجتماعی و هیجانی همبستگی مثبت دارد و این بعد از ابعاد حرمت خود می تواند به مثابه واسطه ای مثبت و موثر برای بهبود مشکلات رفتاری ارتباطی به شمار آید.
به استناد یافته های حاصل از چهار فرضیه فوق می توان استنباط کرد که سبک حل مساله قادر به تقویت حرمت خود در ابعاد کلی بوده و با کاهش مشکلات رفتاری ارتباطی نوجوانان می تواند دامنه سازگاری اجتماعی و هیجانی نوجوانان را در شبکه روابط بین فردی بهبود بخشد. بنابراین می توان گفت هرچه سطح حرمت خود فرد پایین تر باشد، میزان وابستگی، اتکایی بودن و ناتوانی در تصمیم گیری افزایش
می یابد که این تاییدی است بر یافته کوپراسمیت (1987) که حرمت خود پایین یک متغیر آستانه ای بوده و نقش بازدارنده در کارکردهای سازگارانه فرد دارد.
تبیین دیگری که ذکر آن در اینجا ضروری می نماید، تبیین ساختاری حرمت خود است. بر پایه این تبیین، حرمت خود واجد ساختاری با مولفه های چهارگانه ای است که کم و بیش از انسجام و ارتباط درونی برخوردارند. بدین ترتیب ساختار ابعاد حرمت خود و رابطه ای که این ابعاد با هم دارند به نقش تاثیرگذار آنها اعم از منفی یا مثبت بودن در عملکرد فرد می افزاید.
با توجه به یافته های حاضر تبیین دیگری که به یک احتمال می تواند مورد توجه قرار گیرد این است که شیوه های ناکارآمد حل مسأله به عنوان یکی از برجسته ترین عوامل پیش بینی مشکلات رفتاری ارتباطی در تحقیق حاضر شناخته شده که در فرایند آموزش نیز بایستی مورد توجه قرار گیرد. بنابراین یافته حاضر با تایید یافته های پیشین (کسیدی و لانگ، 1996؛ اسپیواک و شوره 1974؛ سیلورستون و سالسالی، 2003؛ نزو، 1986) کانال یابی و بهبود مشکلات رفتاری ارتباطی را روشن تر نموده، چنین پیشنهاد می کند که سبک های کارآمد حل مساله ممکن است به بسیاری از درمانجویان در مقابله با مشکلات رفتاری ارتباطی کمک کند و لذا

  • 1
دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید