3-1-7-5-آماده?سازی محلول?ها53
3-1-7-6- آزمون گاز54
3-1-7-7- محاسبه پارامترهای هضم‌پذیری55
3-1-8- روش طیف‌سنجی مادون قرمزنزدیک انعکاسی(NIRS)56
3-1-8-1- تعیین شاخص‌های کیفیت با طیف‌ سنجی مادون قرمزنزدیک56
3-1-8-2- جست و جوی اتوماتیک فیلترها56
3-1-8-3- تعیین معادله‌رگرسیونی از فیلترهای انتخاب شده57
3-1-8-4- بررسی صحت معادلات‌کالیبراسیون(هم‌سنجی)57
3-2- تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها 57
فصل چهارم : نتایج
4- 1- نتایج 60
4- 1- 1- نتایج آنالیز شیمیایی و طیف سنجی مادون قرمز (NIR) صفات کیفی در گونه?های مطالعه شده60
4-2- نتایج روش تولید گاز 64
4-2-1- پارامترهای تولید گاز و قابلیت هضم در گونه?ها66
4-3- نتایج روش کیسه نایلونی 67
4-3-1- ناپدید شدن ماده خشک و پروتئین خام در دو گونه با روش (In-situ)67
4-3 -2- ضرایب تجزیه?پذیری ماده خشک و پروتئین گونه?های مطالعه شده با روش In-situ70
4- 3- 3- تجزیه?پذیری مؤثر ماده خشک و پروتئین گونه?های مطالعه شده در سرعت?های عبور متفاوت با روش In-situ71
فصل پنجم : بحث
5- 1- نتایج تجزیه شیمیایی 87
5-2-آزمایش?های قابلیت?هضم 91
5-3- نتیجه گیری کلی 96
5-4- پیشنهادات 96
منابع 97

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 4- 1- مقایسه مقادیر ترکیب اجزا گونه های مطالعه شده در روش تجزیه شیمیایی و NIR (براساس ماده خشک)61
جدول 4- 2- مقایسه تیتست صفات دو روش تجزیه شیمیایی و NIR (براساس ماده خشک) در کل تیمارهای مطالعه شده 62
جدول 4- 3- مقادیر گاز تولید شده در زمانهای انکوباسیون گونههای مطالعه شده در روش تولید گاز 65
جدول 4-4 – مقایسه پارامترهای تولید گاز در گونههای مرتعی 67
جدول 4- 5- تجزیهپذیری ماده خشک و پروتئین گونهها در زمانهای انکوباسیون روش کیسه نایلونی Insitu (درصد ماده خشک) 68
جدول 4- 6- مقایسه ضرایب تجزیه‎پذیری ماده خشک و پروتئین گونه‎ها در روش Insitu (درصد ماده خشک) 71
جدول 4- 7- مقایسه تجزیهپذیری مؤثر ماده خشک و پروتئین گونهها در روش کیسه نایلونی Insitu (درصد ماده خشک)72
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل 3-1- مراحل فیستوله گذاری48
تصویر 4-1- نمودارمقادیر صفات اندازه‎گیری شده در روش شیمیایی در گونه‎های مطالعه شده62
تصویر4-2- نمودار مقایسه میانگین کل تیمارها برای صفات مشترک در دو روش شیمیایی و
طیف‎سنجی63
تصویر 4-3- نمودارهای همبستگی روش شیمیایی و طیف‎سنجی در کل تیمارها64
تصویر 4-4- نمودار روند تولید گاز در زمانهای انکوباسیون در گونه‎های مطالعه شده66

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

تصویر 4-5 – روند ناپدید شدن ماده خشک در روش کیسه نایلونی69
تصویر 4-6- روند تجزیه‎پذیری پروتئش کیسه نایلونی69
تصویر 4-7- نمودار همبستگی تجزیه ماده خشک و پروتئین میانگین تمام تیمارها در روش کیسه نایلونی
70
تصویر 4-8- نمودار روند تجزیه‎پذیری موثر ماده خشک(a) و پروتئین(b) در سرعتهای عبور متفاوت در روش کیسه نایلونی73
تصویر 4-9- نمودار میزان همبستگی بین تجزیه‎پذیری ماده خشک و پروتئین روش کیسه نایلونی با میزان گاز تولید با انکوباسیون یکسان74
چکیده
این تحقیق به منظور تعیین ارزش?غذایی و قابلیت هضم سه گونه مرتعی خلر(Lathyrus sativa )، قدومه(Alyssum inflatum)، گونه (Carex comans)، مخلوط گونه?های مذکور و گونه M. sativa با روش?های شیمیایی، طیف?سنجی مادون قرمز، تولید گاز وکیسه نایلونی انجام شد.
نمونه?برداری به طور کاملاً تصادفی و محل انجام پژوهش در استان گیلان انجام شد. کلیه نمونه?های بدست?آمده ابتدا خُرد شده و سپس با هم مخلوط شده و جهت تعیین ترکیبات شیمیایی و تعیین قابلیت هضم با روش کیسه?نایلونی و تولید گاز مورد آزمایش قرار گرفتند.
در این تحقیق از سه رأس گوسفند فیستوله?دار در مزرعه تحقیقاتی علوم دامی دانشگاه آزاد واحد رشت استفاده شد. این طرح در قالب طرح کاملاً تصادفی و داده?ها نیز با نرم افزار،SPSS Neway مورد آنالیز قرار گرفت. ترکیب شیمیایی (CP ، EE، CF، Ash ،ADF ،NDF ،OMD تجزیه?پذیری (CP و DM) و تولید گاز(OMD،SCFA ، ME، NEL، DMD) برای تمام گونه?ها تعیین شد. مقادیر پروتئین خام گونه خلر(72/9%)، گونه قدومه(43/8%)، گونه آب?دوست کارکس(67/18%)، مخلوط گونه?ها (36/9%) و گونه یونجه (19/19%) می?باشد.
همبستگی روش NIR و روش شیمیایی در صفت خاکستر (94%) و در صفات پروتئین خام (65%)، NDF (79%) و ADF (50%) بود. روند تولید گاز نیز دارای روند افزایشی بوده و بیشترین تولید گاز مربوط به گونه یونجه وکمترین میزان مربوط به گونه خلر بود. میزان تجزیه?پذیری ماده?خشک و پروتئین در تمام زمان?های انکوباسیون دارای اختلاف معنی?داری بین تمام تیمارها بود. بیشترین تجزیه?پذیری ماده خشک و پروتئین مربوط به گونه یونجه و کمترین مربوط به کارکس می?باشد. نتایج نشان داد که بین روش تولید گاز و کیسه?های نایلونی همبستگی بالایی وجود دارد به?طوری?که بین تولید گاز و تجزیه?پذیری پروتئین (93%) و تجزیه?پذیری ماده خشک (92%) می?باشد. به?طورکلی نتایج نشان دادند که گونه?های مرتعی مطالعه شده و مخلوط آن?ها توانایی تأمین بخشی از نیازهای غذایی دام?های استان را دارا می?باشند.
کلمات کلیدی : تولید گاز، کیسه?نایلونی، L. sativa ، A. inflatum ، C. comans
فصل اول
کلیات
1-1 مقدمه
شناسایی و استفاده از منابع علوفه?ای که در مناطق مختلف محلی به?صورت دانش بومی موجود است بسیار حائز اهمیت بوده و در صورت انجام کارهای ترویجی مناسب سبب برنامه?ریزی بهتر و جایگزینی گونه?های مناسب?تر خواهد شد. لذا جمع?آوری اطلاعات علمی در زمینه منابع علوفه?ای جدید و شناخت کمی و کیفی این منابع یکی از مهم?ترین عوامل تضمین موفقیت در دامپروری و کمک به تأمین منابع غذایی می?باشد. بهره?برداری از گونه?های علوفه?ای مرتعی و سایر علوفه?های جایگزین در دهه?های اخیر در دنیا سبب رونق اقتصادی و اجتماعی جمعیت و ساکنان محلی به?ویژه دامداران شده است(یونسکو1، 2004). مشکل تغذیه دام در کشور ما همواره از مهم?ترین و مطرح?ترین مسائل دامپروری بوده و علی?رغم فعالیت?های انجام شده در طی سال?های گذشته، راه حل اصولی برای رفع این مشکل ارائه نشده است. امروز ازدیاد جمعیت و افزایش تقاضا و هم?چنین کمبود منابع تأمین?کننده موادغذایی، جهان را با چالشی عظیم در زمینه تغذیه مواجه ساخته است به گونه?ای که آمار گرسنگی در سال 2009 در جهان به مرز یک میلیارد نفر رسید(یونسکو، 2004).
با رشد جمعیت نیاز به منابع جدید مواد غذایی و هم?چنین استفاده?ی بهینه?تر از پتانسیل?های موجود دارای اهمیت فراوان می?باشد به گونه?ای که تولید موادغذایی تا سال 2050 باید حدود 70 درصد افزایش یابد تا بتواند نیازهای غذایی جمعیت نُه میلیارد نفری این کره خاکی را تأمین نماید(فائو، 2009).
در امر تغذیه، منابع گوشتی و پروتئینی و به تبع آن منابع تغذیه?ای دام?ها حائز اهمیت است در آینده?ای نزدیک کشاورزان علیرغم کمبود زمین جهت کشت علوفه?ها مجبور به تولید بیشتر خواهند بود از این رو شناسایی منابع جدید تأمین علوفه یک نیاز اساسی محسوب می?گردد. هزینه تأمین مواد غذایی دام یکی از بالاترین هزینه?ها می?باشد چناچه نزدیک به 65-70 % هزینه?های مربوط به پرورش ونگهداری دام در رابطه با مسائل تغذیه?ای می?باشد (هاشمی، 1375).
اهمیت تغذیه مناسب و کافی دام، ایجاب می?کند که ارزش غذایی هر یک از مواد خوراکی در تغذیه دام و طیور، معمولاً با ارزیابی ترکیبات مغذی و ضریب قابلیت هضم آن?ها بیان می?گردد. جمعیت کشور با نرخ فزاینده?ای در حال افزایش است، با افزایش جمعیت جهان تقاضا برای به کارگیری منابع پروتئینی جهت تغذیه مردم رو به فزونی می?باشد. دامداری در کشور ما از سابقه بسیار طولانی برخوردار می?باشد و ایران در سالیان پیش یکی از صادرکنندگان محصولات دامی بوده است. امّا در سال?های اخیر، نه تنها کشور ما صادراتی در این زمینه نداشته بلکه به یکی از واردکنندگان این محصولات تبدیل گردیده است. عوامل زیادی در بوجود آوردن این شرایط دخیل بوده است. اول آن?که در دهه?های اخیر رشد جمعیت در کشور آهنگ بسیار تندی داشته و هم?چنین الگوهای مصرف نیز با گذشت زمان تغییر نموده است. دوم این?که، شیوه دامپروری در ایران به?صورت سنتی بوده و حتی در سال?های اخیر که تحولات چشم?گیری در تمام جنبه?های تغذیه دام و پرورش دام، در جهان به وقوع پیوسته است هنوز هم بخش عمده?ای از تولیدات دامی کشور، از دامداران سنتی تأمین می?گردد و تعداد محدود دامپروری?های صنعتی نیز، به?طور کامل خود را با پیشرفت?های روز افزون علوم دامی در جهان همگام ننموده?اند (گلسن و اینال2، 1995).
علوفه?های مرتعی از مهم?ترین منابع غذایی مورد استفاده دام محسوب می?گردد. متأسفانه هنوز ارزش غذایی بسیاری از این علوفه?های مرتعی چه از جنبه تجزیه تقریبی و چه از لحاظ تغذیه دام ناشناخته مانده است. در نشخوارکنندگان به علت وجود میکروارگانیسم?ها در شکمبه و توانایی آن?ها در تجزیه و ساخت مواد مغذی به ویژه پروتئین میکروبی، بیان ارزش پروتئین بر مبنای قابلیت هضم آن کافی نمی?باشد. لذا امروزه سیستم پروتئین قابل تجزیه و پروتئین قابل هضم در شکمبه برای ارزیابی پروتئین مواد خوراکی و نیاز نشخوارکنندگان استفاده می?گردد. به طور تجربی ثابت شده است که بعضی از این علوفه?های مرتعی از لحاظ غذایی برای دام خوش?خوراک و مفید می?باشند (کاظمی و همکاران، 1387).
توسعه تولیدات دامی منوط به بهره?برداری معقول از منابع تجدید شونده می?باشد که مورد نظر متخصصین علوم مرتع?داری و دامپروری می?باشد. جمع?آوری اطلاعات علمی در زمینه علوفه?های مرتعی می?تواند راه?گشای استفاده مناسب از آن?ها باشد که منوط به شناخت مواد ناشناخته در گیاهان مرتعی می?باشد. به?طوری?که امروزه شناسایی گیاهان مرتعی با ارزش در سیستم?های پرورش دام در کشورهای حوزه دریای مدیترانه و خاورمیانه مورد نظر متخصصین دام قرار گرفته است(گلسن و اینال، 1995).
قابلیت هضم یک فاکتور مهم برای ارزش غذایی بوده و ارتباط بین محتوای مواد غذایی و انرژی قابل دسترس نشخوارکنندگان را تعیین می?کند. ترکیب شیمیایی مواد غذایی درباره ویژگی?های فیزیکی و کیفیت مواد غذایی اطلاعاتی می?دهد که جهت نتیجه?گیری از قابلیت هضم و کارایی مورد انتظار از غذاهای دریافت شده توسط شکمبه استفاده می?شود(اکسپرت3، 1986). روش استفاده از حیوان زنده و روش کیسه?های نایلونی از روش های مرسوم بیولوژیکی هستند و روش آزمایشگاهی جدید روش آزمون گاز می?باشد. روش کیسه?های نایلونی با داشتن برخی اشکالات، هنوز در تعیین ارزش غذایی مواد خوراکی مورد قبول می?باشد. این روش وقت گیر، پرزحمت و پرهزینه بوده و از این رو استفاده از روش?های آزمایشگاهی سریع?تر و کم هزینه?تری مثل استفاده از فن?آوری جدید آزمون گاز مورد توجه قرار گرفته است (مارشال4 و همکاران، 1997).
بیش از 3000 میلیون هکتار (بیش از 25%) از سطح خشکی?های زمین را مراتع و چراگاه?ها تشکیل داده و 4000 میلیون هکتار از اراضی جنگلی و بیشه?زارها قابلیت چرای دام را دارند به?طوری?که علوفه حاصل بیش از 90% انرژی غذایی 1500 میلیون واحد دامی شامل گوسفند، بز، گاو، گاومیش، شتر و غیره را تأمین می?کنند. لذا علوفه مراتع، به?طور غیرمستقیم بخش اعظم غذای ساکنین زمین را تولید می کنند( شیندی5 و همکاران، 2000).
مراتع با وسعت 90 میلیون هکتاراز 164 میلیون هکتار مساحت ایران، یکی از گسترده?ترین عرصه‎های محیط?زیست می?باشد، که با تولید سالانه 10 میلیون تن علوفه خشک از اهمیت زیادی در تأمین مواد پروتئینی برخوردار می ?باشد. ازاین وسعت فقط 9/3 میلیون هکتار جزء مراتع خوب درجه?بندی شده که اغلب در مناطق با بارش مناسب مانند استان گیلان قرار دارند(مرکز آمار ایران، 1389). استان گیلان دارای مساحتی در حدود 11417 کیلومتر مربع بوده و نزدیک یک درصد از مساحت کشور را شامل می?گردد. این استان بین 36 درجه و 36 دقیقه تا 38 درجه و 27 دقیقه عرض شمالی از خط استوا و 48 درجه و 25 دقیقه تا 50 درجه و 34 دقیقه طول شرقی از نصف?النهار گرینویچ واقع شده است. استان گیلان داری 11 شهرستان، 25 بخش، 31 شهر، 99 دهستان و 2846 پارچه آبادی است. از نظر موقعیت طبیعی سه نوار طولی(جلگه?ای، جنگلی و مرتعی) از غرب به شرق در استان گیلان قابل تفکیک بوده که نوار جلگه?ای آن دشت گیلان، در ساحل خزر را تشکیل می?دهد و نوار مرتعی در ارتفاعات و نوار جنگلی، در دامنه?های شمالی رشته کوه?های البرز قرار دارد(قورچی، 1374).
استان گیلان دارای آب و هوای معتدل بوده و با بیشترین بارندگی و درصد رطوبت(40 تا 60) مرطوب?ترین منطقه اقلیم خزر را در بر می?گیرد. از نظر حرارتی، دارای آب و هوای مدیترانه?ای می باشد و در سواحل از شرق به غرب بر میزان رطوبت افزوده می?شود. استان گیلان با وجود دارا بودن شرایط اقلیمی مناسب و طبیعت سرسبز ازمشکل تغذیه دام?ها مستثنی نبوده و مساعد بودن اغلب زمین?ها برای کشت محصولات کشاورزی به?ویژه برنج، سبب شده که در زمینه تولید علوفه محتاج به وارد کردن علوفه از استان?های دیگر باشد. لذا با توجّه به شرایط اقلیمی و زمین?های مساعد می?توان با برنامه?ریزی و مدیریت شرایط تأمین بهتر علوفه مورد نیاز استان را مهیا نمود. در این راستا یکی از راه?های موجود بدون دست?کاری در سطح زیر کشت، استفاده اصولی و علمی از مراتع و هم?چنین کشت دوم علوفه در اراضی کشاورزی استان می?باشد. طبق آخرین آمار ارائه شده توسط معاونت دام از تعداد 124 میلیون واحد دامی کشور حدود 83 میلیون واحد دامی وابسته به مراتع می?باشد (ارزانی، 1388). لذا می?توان بخش عمده مشکل تغذیه دام?ها را به عدم آگاهی از شرایط و امکانات بالقوه مراتع و مدیریت آن نسبت داد. گیاهان غالب در مراتع عموماً مشتمل بر گندمیان، پهن برگان و بوته?ها می?باشد که برای انواع دام?ها مناسب می?باشد (قورچی، 1374). یکی از موارد مهم استفاده علمی و اصولی از مراتع، آگاهی از کیفیت و ارزش غذایی گونه?های موجود در مراتع همراه با مدیریت کارآمد می?باشد(عرفان?زاده و ارزانی، 1381). به نظر می?رسد با توجه به این?که اغلب زمین?های موجود برای کشت کشاورزی اختصاص داشته و در استان گیلان نیز واحدهای صنعتی به?ویژه برای پرورش گوسفند بسیار محدود بوده و تقریبا اکثریت آن?ها در مراتع استان تغذیه می?شوند ضروری می?باشد تا در راستای برنامه?ریزی تولید بیشتر و کاهش وابستگی به سایر استان?ها و استفاده اصولی و علمی?تر از این منابع رایگان خدادی بایستی تحقیقات گسترده?ای در زمینه?های مختلف مراتع صورت گیرد تا با تهیه برنامه مدون و هم?چنین برنامه غذایی بر اساس گونه?های مرتعی موجود توسعه پایدار در منطقه را نهادینه کرد. با توجه به شرایط نسبتا خوب اراضی کشاورزی هم?چنین استفاده از کشت دوم گونه?های علوفه?ای می تواند کمک بزرگی برای تغذیه دام?ها نماید.
از آن?جائی که منابع تأمین علوفه در دامداری یکی از دغدغه?های اساسی دامداران می?باشد، برنامه?ریزی و استفاده از منابع عظیم و رایگان و خودروی خدادادی در مراتع کشور می?تواند در صنعت دام?داری کمک?های شایانی را داشته باشد.
بیشتر تحقیقات صورت گرفته دربخش گیاهان مرتعی کشور تعیین ترکیب شمیایی بوده ودر زمینه تعیین قابلیت هضم گیاهان مرتعی و استفاده از روش?های جدید مانند تولید گاز و روش?های دیگر تحقیقات زیادی صورت نگرفته است. لذا می?توان به?عنوان جنبه?های جدید این تحقیق مد نظر باشد. لذا برای این?که بخشی کوچکی از این هدف بزرگ انجام گیرد تعیین ارزش غذایی و قابلیت هضم سه گونه مرتعی خلر(Lathyrus sativa)، قدومه (Alyssum inflatum) و گونه آب?دوست (Carex comans) به روش?های شیمیایی، تولید گاز، کیسه?نایلونی و طیف?سنجی مادون قرمز انجام شد. بنابر این بررسی میزان ارزش غذایی هر سه گونه و تشخیص روش یا روش?های بهتر برای برآورد پارامترهای گونه?های مرتعی لازم می?باشد. در صورت تشخیص گونه مناسب با ارزش غذایی مطلوب، توصیه می?شود که از بذر گیاه در بذرپاشی در مناطق تبدیل دیم?زار و تشخیص استفاده از گونه جایگزین و یا مکمل برای علوفه دام?ها در مناطق مختلف گیلان استفاده شود. آگاهی از پتانسیل موجود منابع گیاهی در وسعت بسیار بالا و در عین حال خودروی و بدون هزینه برای کمک به تأمین علوفه دامی کشور و تشخیص روش یا روش?های بهتر و توصیه به استفاده از آن با توجه به کاهش هزینه و زمان از اهداف دیگر این طرح می?باشد.
1-2- برخی از روش?های اندازه?گیری قابلیت هضم و ارزش غذایی
تاکنون فقط در چند مورد توانسته?اند از روی ماده خام موجود در غذا که مقدار آن از طریق تجزیه?شیمیایی اندازه?گیری شده، به میزان هضم ماده مورد نظر پی ببرند. برای مثال در مورد علوفه چمنی که یکی از این گونه موارد است، توانسته?اند ثابت کنند که ما بین مقدار پروتئین خام ومقدار پروتئین هضم شده آن (بررسی بر روی گاو) یک همبستگی نزدیک و مستقیم وجود دارد. علاوه بر این برای تعیین میزان هضم از روش?های دیگری هم استفاده می?شود که از آن جمله بایستی در این?جا از روش لوله آزمایش نام برد. زیرا که عمل هضم در لوله آزمایش صورت می?گیرد. برای مثال در تعیین میزان هضم مواد پروتئینی از مخلوط اسید کلریدریک و آنزیم پپسین(روش اشتوتسروکوهن6) استفاده شده است و روش مزبور که بعداً توسط مورگن تکامل یافته (مرحله هضم بوسیله تریپسین به آن اضافه شده است )، فقط در مورد مواد کنسانتره نتایج صحیح وپر ارزشی بدست آمده است (جامعی، 1376).
برای ارزیابی مواد خوراکی پایه (نباتات علوفه?ای و غیره ) جدیداً روش?هایی ابداع شده است که نمونه?ای از خوراک پایه، میکروارگانیسم?های شکمبه و هم?چنین مقداری از آنزیم?های هیدرولیز کننده مواد پروتئینی اضافه می?شود. هر چند که در این روش، ارقام بدست آمده در مورد میزان هضم با ارقامی که مستقیماً از بررسی بر روی خود حیوان بدست می?آید مطابقت ندارد، ولی می?توان به کمک فاکتورهای تصحیح کننده نتایج قابل قبولی بدست آورد. با وجود این اکثر محققین بر این عقیده?اند که در مورد خوراک پایه بهتر است از روش?های تفاضلی استفاده کرد(جامعی، 1376).
1-2-1- روش شیمیایی روش تجزیه تقریبی ( Proximate Analysis )
گسترده?ترین روش، شیوه?ای موسوم به تجزیه تقریبی است که به?وسیله پژوهشگران ایستگاه آزمایشی ویند در آلمان توسعه یافته است. در این شیوه، ماده خوراکی به شش بخش تفکیک می شود: آب، عصاره اتری، الیاف خام، عصاره فاقد ازت، پروتیئن خام و خاکستر(لیسون و سامرس، 1385).

برخی اطلاعات حاصل از تجزیه های تقریبی (معمولاً پروتئین، عصاره اتری، الیاف وخاکستر) روی برچسب?هایی همراه با مواد خوراکی یا جیره ارسال می?شود. این مقادیر به?عنوان راهنمایی برای کارخانه تولیدکننده خوراک دام وطیور به شمار می?رود. جزئیات مربوط به روش?های تجزیه، به?وسیله انجمن رسمی متخصصان شیمی?تجزیه (AOAC)7 ویرایش شانزدهم (1997) منتشر شده است (لیسون و سامرس، 1385).
1-2-2- روش ون سوست
روش تجزیه تقریبی روشی مفید ومرسوم در سراسر جهان بود ولی به?علت محدودیت?هایی که در مورد الیاف خام وعصاره عاری از ازت(NFE)8 دارد، نیاز به روش?های کارآمدتر احساس می?شود. به خاطر تفکیک ومتمایز کردن بهتر کربوهیدرات?ها، ون سوست در سال 1965 روش جدیدی را پیشنهاد کرد که ماده خشک گیاه را به دو بخش مجزای دیواره سلولی ومحتویات سلولی تقسیم کرد (لیسون و سامرس، 1385).
1-2-3- روش کیسه نایلونی(-saccoin)
روش in-situ یا in-sacco یا استفاده از کیسه?های مقاوم در مقابل هضم از دیر باز در مطالعات تغذیه دام مورد استفاده واقع شده است. به طور مثال، در مقاله ای مربوط به سال 1939 میلادی توسط کونین و همکاران برای اولین بار از این روش استفاده شد. امّا در دهه 70 و در سال?های 72-79 میلادی براساس این روش توانستند کنتیک تجزیه و هم?چنین ثابت نرخ تجزیه را برای بیان روند تجزیه?پذیری پروتئین بیان کنند. این روش که برای پروتئین پیشنهاد شده بود بعدها برای سایر مواد مغذی به?خصوص نشاسته مورد استفاده قرارگرفت. در این روش میزان مشخصی از خوراک در کیسه?هایی از جنس پلی?استر و یا داکرون قرار داده می?شود و بسته به ماهیت خوراک برای زمان?های متفاوت در داخل شکمبه انکوباسیون می?شود. اکثر دانشمندان به?خصوص دانشمندان انگلیسی اعتقاد دارند که می?باید ناپدید شدن ماده مغذی از کیسه به صورت نسبتی از ماده مغذی مورد توجه قرار گیرد، هر چند در بعضی از مطالعات و در برخی از کشورها برای بیان ناپدید شدن از درصد استفاده می?شود (وقتی درصد می گیریم فاصله نقاط را بیشتر می?کنیم وهنگام نسبت فاصله ها کم است). روش کیسه نایلونی ابتدا برای تخمین هضم ماده خشک و کربوهیدرات?ها مورد استفاده قرار گرفته است ولی اکنون به طور وسیعی برای تخمین تجزیه?پذیری مواد مغذی در شکمبه از آن استفاده می?شود. این روش شامل قرار دادن کیسه?های حاوی خوراک در شکمبه واندازه?گیری میزان ناپدید شدن مواد مغذی در فاصله?های زمانی مختلف است. دراین روش کیسه?های حاوی نمونه مواد خوراکی در شکمبه آویزان ومقدار مواد مغذی ناپدید شده در فواصل زمانی مختلف اندازه گیری می?شود. کارایی روش استفاده از کیسه?های نایلونی به دلیل توصیف غذاهای خشبی توسط 3 خصوصیت مهم، شامل بخش محلول (a)، بخش قابل هضم وتخمیر(b) و ضریب بخش قابل هضم وتخمیر(c) می?باشد. مزیت این روش توانایی آن در استاندارد نمودن تنوع موجود در آزمایشگاه?ها می?باشد. یافته?های حاصل از اطلاعات فوق به?وسیله معادله نمایی زیر توصیف می?شود:
( tc- e – 1 ) b + a = p
در این فرمول p درصد تجزیه?پذیری (ناپدید شدن) در زمان t است. a قسمتی از نمونه است که سریعا حل می شود، b مقداری از نمونه است که در زمان t تجزیه می?شود وبالاخره c سرعت تجزیه قسمت b در ساعت است (دانش مسگران و همکاران، 1387). اگر چه روشin-situ به عنوان روش شناخته شده در اکثر آزمایشگاه?های معتبر دنیا مورد استفاده قرار می?گیرد، امّا این روش دارای معایب قابل توجهی است که عدم توجه به آن?ها می?تواند در بیان داده?ها و چگونگی تجزیه? و تحلیل آن?ها خطاهای غیرقابل جبرانی را به وجود آورد. اکثر سیستم?های پیشرفته در خصوص بیان احتیاجات و هم?چنین درباره ارزشیابی مواد خوراکی از همین روش استفاده کرده?اند، به خصوص برای بیان پروتئین که آن به دو علت است: اول این?که، به دلیل اهمیت پروتئین میکروبی و دوم به دلیل عدم?توانایی سیستم?ها در بیان وتخمین سایر مواد مغذی در تولید پروتئین میکروبی و هم?چنین تامین احتیاجات از طریق هضم در روده باریک.
منابع خطایی که در روش in-situ اهمیت دارند عبارتند از: 1- کیسه 2- آماده?سازی نمونه 3- آلودگی نمونه?ها
کیسه?های تجزیه پذیری از جنس پلی?استر و یا داکرون هستند. کیسه?های نایلونی تحت عنوان ابریشم مصنوعی مورد توجه قرار می?گیرند. در ارتباط با کیسه مهم?ترین مسأله بافت پارچه و منافذ آن است. به طور مثال، در ارتباط با پارچه?های داکرونی بافت به صورت مشبک غیریکنواخت می?باشد. لذا بعد از مدتی دو رشته کنار هم به یکدیگرمی?چسبند. پس در پارچه داکرونی بافت فاقد استحکام است و در نتیجه منافذ به هم می ریزد. لذا اگر از پارچه?های داکرونی استفاده می کنیم، حتماً باید یک?بار مصرف باشد. امّا پارچه?های ابریشم مصنوعی دارای بافت یکسانی بوده و از هم پاشیدگی هم وجود ندارد. امّا در این نوع کیسه، مواد در درون منافذ نگهداری می?شود وبعد از مدتی حفره?ها پر می?شود. به خصوص در زمانی که ماده خوراکی چربی بالایی داشته باشد. پس حتماً این کیسه?ها را که توانایی چند بار استفاده شدن دارند را باید پس از هر بار شستشو با شوینده?های با خاصیت پاک?کنندگی قوی (حلال های آلی) مانند بنزن، کلروفرم یا اتر نیز پاک کرد، امّا این حلال?ها شکننده پارچه می?باشند (دانش مسگران و همکاران، 1387). در ارتباط با کیسه ها نکته مهم قطر منافذ است. قطر منافذ باید به گونه?ای باشد که باکتری?ها، قارچ?ها و پروتوزوآها بتوانند وارد کیسه و از سوی دیگر مواد مغذی هضم شده بتوانند از کیسه خارج شوند. در این ارتباط دامنه قطرهای (5 تا50) میکرومتر مورد بررسی قرار گرفته است و در نهایت چنین نتیجه?گیری شد که قطرهای بین (35 تا 55) میکرومتر می?تواند در مطالعات تجزیه?پذیری مورد استفاده قرار گیرد. برخی از محققان در بعضی کشورها دامنه 30 تا 50 را می?پذیرند و هر دو گروه معتقدند دامنه (46-54) میکرومتردامنه مطلوب برای قطر منافذ است. اولین عاملی که در ارتباط با آماده?سازی نمونه اهمیت دارد آسیاب کردن می?باشد، که تقریبی از عمل جویده شدن. مواد غذایی توسط حیوان نرم شده واین عمل سطح تماس ذرات را نسبت به هضم شدن افزایش می?دهد.
عمده?ترین اندازه ذرات پیشنهاد شد بین(8/0 تا 6) میلی?متر است. به طور مثال در ارتباط با جو چنین بیان شده که اگر چنان?چه اندازه ذرات بین (1 تا 3) میلی?متر باشد، تجزیه?پذیری جو تحت تأثیر قرار نمی?گیرد. امّا در خصوص ذرت، نخود وهم?چنین کنجاله سویا وقتی اندازه ذرات 3 میلی?متر بود، میزان تجزیه?پذیری نسبت به اندازه ذرات 1 میلی?متر کاهش یافت. در خصوص علوفه?ها اندازه ذرات بین(8/0 تا 6) میلی?متر مورد مطالعه قرار گرفت و ملاحظه شد که هیچ گونه تفاوتی درتجزیه?پذیری نیتروژن در علوفه ها وجود ندارد. امّا زمانی که ذرات درشت?تر با این ذرات مقایسه شدند به طور معنی?داری میزان تجزیه شدن ماده خشک وNDF در علوفه?های آسیاب شده نسبت به علوفه?های با اندازه درشت?تر افزایش یافت(دانش مسگران و همکاران، 1387).
1-2-3-1- عوامل موثر برروش کیسه?های نایلونی
الف- اندازه منافذ کیسه: در انتخاب اندازه منافذ کیسه خطر عبور ذرات غیرقابل تجزیه از منافذ کیسه، وارد شدن ذرات جامد از محتویات شکمبه به داخل کیسه، محدودیت در وارد و خارج شدن مایعات از کیسه و خطر انتخاب جمعیت غیرطبیعی در داخل کیسه را باید مورد توجه قرار داد(لیندبرگ9، 1985( . همچنین واضح است که افزایش اندازه سوراخ?های کیسه، وقتی که از ذرات با اندازه استاندارداستفاده می?شود، اثر قابل توجهی روی افزایش میزان خروج ذرات هضم نشده خوراک دارد و از طرف دیگر با کاهش اندازه ذرات نمونه خوراک نیز معمولاًٌ از دست رفتن ذرات خوراک ازطریق منافذ کیسه?ها افزایش پیدا می?کند که به حساب تجزیه شدن گذاشته می?شود(پلاین10 وهمکاران، 1978). نکته قابل توجه آن است که بیشتر تفاوت?های بین اندازه منافذ تا 24 ساعت اول پس از قرار گرفتن در شکمبه مشاهده می?شود و در خوابانیدن کمتر از 2 ساعت وبیش از 24 ساعت، تفاوت?های خیلی جزئی بین کیسه?های با منافذ 10، 20 و36 میکرومتر مشاهده می?شود. وقتی اندازه منافذ خیلی ریز باشد تجزیه?پذیری کم و تجمع گاز درکیسه یکی از اشکالات اصلی است(ادن و ون?سوست11، 1984؛ نوسک12، 1988). تربلزا و همکاران13 (1994) نشان دادند که وقتی در کیسه?های نایلونی گاز تجمع پیدا می?کند کاهش درصد ناپدید شدن ماده خشک(12%) و ناپدید شدن سلولز(17%) به?واسطه محدود شدن تبادل مواد از منافذ کیسه?ها و یا محدود شدن فعالیت باکتری?ها، به?ویژه باکتری?ها سلولتیک در نتیجه کاهش PH در داخل کیسه نسبت به شرایط داخل شکمبه اتفاق می?افتد، امّا با مصرف جیره?های علوفه?ای وبواسطه فشاری که محتویات شکمبه به کیسه?ها وارد می?کند خروج گاز از کیسه?ها تسهیل می?شود و در نتیجه تفاوت PH داخل وخارج کیسه ناچیز می?شود.
تفاوت بین اندازه منافذ کیسه?ها تا 12 ساعت پس از خواباندن در شکمبه قابل توجه است. فقط بخشی از این تفاوت می?تواند ناشی از تفاوت از دست رفتن(عبور) ذرات خوراک به?واسطه تفاوت در اندازه سوراخ های کیسه باشد. عاملی که احتمال بیشتری دارد و میزان اثر آن نیز ممکن است بیشتر باشد تفاوت در وارد شدن وخارج شدن مایع ازکیسه به همراه اثر عمل انتخابی پارچه کیسه روی جمعیت پروتوزوآ است. بر اساس اطلاعات ودانش موجود به نظر می?رسد که برای نمونه?هایی که بین (1تا2) میلی?متر آسیاب شده?اند، کیسه?هایی با اندازه منافذ (20 تا40) میکرومتر از نظر احتمال عبور ذرات غیر قابل تجزیه، میزان ورود ذرات جامد محتویات شکمبه به داخل کیسه، محدودیت ورود وخروج مایع شکمبه به کیسه وخطر انتخاب جمعیت غیر متعادلی از میکروب?ها در دامنه معقولی قرار دارند (لیندبرگ همکاران، 1985).
ب- مقدار نمونه خوراک: در انتخاب مقدار مناسب نمونه خوراک در کیسه?های نایلونی، حداقل دو مورد باید در نظر داشت. مقدار نمونه باید به اندازه?ای باشد که پس از تعیین تجزیه?پذیری، مقدار کافی باقی?مانده نمونه برای تعیین ترکیبات مورد نظر وجود داشته باشد. از طرف دیگر مقدار نمونه نباید به حدی زیاد باشد که مخلوط شدن ذرات خوراک ومایع شکمبه به تأخیر بیفتد.
پ- نسبت اندازه نمونه به سطح کیسه: برای مقایسه مقدار نمونه در آزمایشات تجزیه?پذیری بهتر است برحسب واحدی از سطح کیسه (میلی?گرم در سانتی?متر مربع) بیان شود. چکن14(1985) بیان کرد که افزایش مقدار نمونه در واحد سطح کیسه باعث کاهش میزان هضم می?گردد و برای بیشتر علوفه?ها ومواد متراکم مقدار(20-10) میلی?گرم نمونه به ازاء هر سانتی?متر مربع سطح کیسه را پیشنهاد کرده است.
ت- اندازه ذرات نمونه خوراک: درشرایط تغذیه طبیعی دام، درخلال خوردن، جویدن و نشخوارکردن وهم?چنین به ?واسطه هضم میکروبی اندازه ذرات مواد خوراکی مرتباً کاهش پیدا می?کند. درروش کیسه?های نایلونی تمام این مراحل به?جز هضم میکروبی حذف می?شود (پیرس و مویر15، 1964) و به ?جای آن نمونه?های خوراک قبل از قرار دادن در کیسه با غربال?های مشخص آسیاب می?شوند. به?طور طبیعی پراکنش در اندازه سوراخ?های غربال ها ممکن است روی نتیجه تجزیه شدن نمونه?ها اثر بگذارد (لیندبرگ و همکاران، 1985). هاینمن16 و همکاران(1962) به مدت 24 ساعت یا بیشتر ذرات علوفه با اندازه?های 24/0، 42/0، 84/0 میلی?متر را در شکمبه قرار دادند وتفاوت معنی?داری را در میزان ناپدید شدن خوراک در شکمبه بین اندازه?های مختلف مشاهده نکردند، امّا نشان داده شده است که وقتی مواد سیلو شده یا مخلوط کنسانتره زبر آسیاب شده را در شکمبه قرار دادند ناپدید شدن خوراک در کیسه کاهش پیدا کرد. در تائید این یافته?ها در مورد علوفه ودر مورد ذرت خوشه?ای گزارش شده است که با افزایش اندازه ذرات این خوراک?ها میزان ناپدید شدن کاهش می?یابد. به نظر می?رسد مدت زمان قرار گرفتن مواد خوراکی در شکمبه با اندازه ذرات خوراک اثر متقابل دارد. امّا وقتی مدت قرار دادن مواد خوراکی در شکمبه خیلی کوتاه و یا به اندازه کافی طولانی باشد اندازه ذرات تأثیری در ناپدید شدن مواد سیلو شده یا مواد کنسانتره?ای را نشان نمی?دهند (لیندبرگ و همکاران، 1985).

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید