فصل سوم:شبکه ای شدن و انقلاب در مصر
گفتار اول: جامعه شبکه ای در مصر …………………………………………………………………………………………………74
گفتار دوم: اینترنت و تلفن همراه در مصر …………………………………………………………………………………………80 گفتار سوم: شبکه ها و سایت های خبری در مصر ……………………………………………………………………………..83
فصل چهارم: بررسی مقایسه ای جامعه شبکه ای در مصر و تونس………………………………………………………..86
پی نوشت بخش سوم……………………………………………………………………………………………………………………..89
نتیجه گیری …………………………………………………………………………………………………………………………………..92
کتابنامه …………………………………………………………………………………………………………………………………………96
فهرست جداول
جدول شماره 1 :
نمودار رشد اینترنت در تونس…………………………………………………………………………………………………………..67
جدول شماره 1.1:
نمودار تعداد کاربران اینترنت در تونس …………………………………………………………………………………………….68
جدول شماره 2

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نمودار رشد اینترنت در مصر …………………………………………………………………………………………………………..81
جدول شماره 2.2:
نمودار تعداد کاربران اینترنت در مصر …………………………………………………………………………………………….. 82
کلیات
بیان مسئله:
توضیح و تبیین مفهوم جامعه شبکه ای و تا ثیر آن بر شکل گیری جنبش های انقلابی یکی از موضوعات جالب توجه در مطالعات جامعه شناسی انقلاب است . تحولات جاری در کشورهای حوزه ی شمال آفریقا در طول سالهای 12-2010 مورد تعابیر نظریه پردازان مختلفی قرار گرفته است. گرچه بیشتراین تعا بیر جنبه های ژورنالیستی و غیر آکادمیک دارند، اما از میان عمده متغیرهایی که در این آثار دیده می شود بحث دموکراتیک شدن و غلبه بر نظامهای غیر دموکراتیک از جایگاه ویژه ای بر خوردار است. این مفاهیم خود مبانی دیگری همچون فرهنگ سیاسی مقاومت، بحران مالی دولتها، ارتباط باز با نظام جهانی و ظهور جامعه شبکه ای را می آفریند. تحولات تکنولوژی که در عرصه ارتباطات در یک دهه گذشته صورت گرفته در تمامی عرصه های زندگی بشری اثرات عمیقی بر جای گذاشته و واکنش های فردی، ملی، منطقه ای و بین المللی را تحت الشعاع خود قرار داده است. امروزه جنبه ای از زندگی بشری را نمی توان یافت که متاثر از فضای مجازی نباشد. در عصری که همه مفاهیم در حال جهانی شدن و به موازات آن پیشرفت هایی که در حوزه فناوری ارتباطات صورت می گیرد، می توان گفت سرنوشت جوامع و افراد هرچه بیشتر به این فرایند گره می خورد. به درستی می توان قرن بیست و یکم را قرن فضای مجازی نامید. ما در عصر ارتباطات به سر می بریم عصری که در آن ارتباط شکلی شبکه ای به خود گرفته است
امروزه با پدید آمدن عصر جهانی شدن روندهای متعارضی از کنش و واکنش میان دو فضای مکانی و رویدادی مطرح می شود. فضای رویدادی فضایی متفاوت از ساختار وستفالیایی دولت های ملی است. گر چه این ساختار پست وستفالیایی با مقاومت هایی از سوی فضای مکانی روبروست ولی با قدرتی فزاینده در حال سلطه و شکل دادن الگوهای نوینی در توزیع قدرت و ثروت در نظام جهانی است. امروزه شاهد رشد سریع روند جهانی شدن در منطقه، و به دنبال آن شکل گیری شبکه های مجازی، جامعه شبکه ای، اینترنت و… هستیم. چرا که جهانی شدن پدیده ی پیچیده ایست که ضمن محدودیت های خاص خود، شکل جدیدی از ارتباطات اجتماعی را موجب می شود. نژاد بشری با ورود به قرن بیست و یکم پیشرفت همه جانبه و فوق العاده ای در توانایی های علمی و تکنولوژیکی داشته است . تکنولوژی اطلاعات با ایجاد فضای مجازی و دیجیتالی دنیای کوچکی به وجود آورده که در آن با فشرده شدن زمان و مکان جنبه های مختلف زندگی خصوصی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد.
علاوه بر این، در این دوره عوامل سیاسی، اقتصادی و فر هنگی از اهمیت ویژه ای بر خوردار شده اند چرا که با پیشرفت فزاینده ی فناوری و اطلاعات آگاهی جوامع نسبت به خود هر چه بیشتر آشکار می شود، که این خود زمینه ساز شکل گیری جنبش های اجتماعی و اعتراضی در سراسر جهان به ویژه مناطق در حال توسعه شده است.
پیشرفت سریع در عرصه ارتباطات به طور بی نظیری جهان را کوچک و فشرده کرده است . امروزه جامعه انسانی در متن یک فرایند رسانه ای شده زندگی می کند. رسانه ها با قرار گرفتن در میان جوامع فکری و سازمان قدرت، فرصت وامکان تبادل نظر و تعامل فکر-قدرت را فراهم می آورد. امروزه بعد فرهنگی جهانی سازی نیز بسیار حائز اهمیت است چرا که نوآوری تکنولوژی در زمینه ی فرهنگی مانند اینترنت، فکس، ماهواره، شبکه های مجازی و ظهور رسانه های جهانی باعث شده که مرزهای فرهنگی از بین بروند. تو سعه ی روز افزون بهره گیری از ارتباطات و گسترش وسایل و رسانه های ارتباط جمعی در میان مردم در سطح جهان مردم را از نقش صرفا منفعلا نه خارج کرده است. مردم با بهره گیری از این رسا نه ها و فضایِ مجازیِ حاصل از آن دارای نقش فعال تری شده اند، چراکه رسانه ذهنیت سازی، انگاره پردازی، گفتمان سازی و تولید قدرت را در دست دارد. در یک سال اخیر شاهد شکل گیری و گسترش حرکت های مردمی در منطقه ای از جهان بوده ایم که انتظار نمی رفت چنین حر کت هایی آن هم در منطقه ی خاورمیانه عربی که دارای زیر ساخت های قدرت سنتی می باشد، رخ دهد. با وجود این، برخی موانع ساختاری را می توان در فرایند دموکراتیزاسیون برشمرد: رویکرد ارتدوکس به اسلام در این منطقه باعث شده گرایشات تفسیریِ عقل گرایانه در حاشیه قرار گیرند، از سوی دیگر فقر فرهنگی، همچون فرهنگ پدرسالاری و انقیادی، و عدم رفاه اقتصادی تحقق دموکراسی را به تعویق انداخته است.
حوادث یک سال اخیر خاورمیانه باعث شگفتی همگان شده، شگفت انگیزترآنکه این حوادث به شکلی دومینووار به حرکت خود در میان کشورهای خاورمیانه عربی ادامه می دهد. در تفسیری خوش بینانه می توان گفت که گسترش رسانه های شبکه ای وشکل گیری فضای مجازی، رشد و آگاهی مردم منطقه را افزایش داده است، به گونه ای که توانسته حکومت های دیکتاتوری منطقه را با مشکل مواجه سازد.
نکته ی قابل توجه در تمامی تحولات منطقه، تاثیر متفاوت رسانه ها، سایت ها، اینترنت و شبکه های مجازی بر فرایند انقلاب است. به گونه ای که در تونس گسترش فضای مجازی پیش از انقلاب و در مصر پس از آغاز فراگردهای انقلابی بوده است. به عبارت دیگر فضای مجازی و شبکه ای در تونس پیشینی و در مصر پسینی است. منطقه ای همچون خاورمیانه که در آن هدف تولیدات فرهنگی تحت کنترل حاکمان، همواره توجیه رژیم های حاکم و دیدگاه های آنها بوده، رسانه های مجازی همچون توییتر، فیس بوک و…خارج از اراده ی نظارتیِ حاکمیت سبب ساز تغییرات عمیقی در محتوا ،بسترو موضوعات شده است. فناوری اطلاعات و اینترنت به کاربران شبکه های اجتماعی مجازی این امکان را می دهد که به صورت ناشناس به تبادل اطلاعات بپردازند. رسانه های نوین در قالب فضای مجازی و شبکه های اجتماعی در تسهیل و فروپاشی نظام های اقتدار گرا، حفظ ارتباط، بسیج کنش جمعی و افزایش سطح تعامل مردم نقش کارآمد دارند چرا که مهمترین کارکرد رسانه انتقال پیام است.
رسانه های مدرن به فعالان اجتماعات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی این امکان را می دهند که اجتماعات و انجمن هایی مجازی برپا کنند.از این میان اینترنت بیش ازسایر رسانه ها به فعالان سایبری در بسیج معترضان، ایجاد کنش جمعی و پخش اطلاعات یاری رسانده است.
روند جهانی شدن و شکل گیری جامعه ی شبکه ای باعث تغییرات بنیادین در سایر عرصه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن منطقه شده است از آنروکه شبکه ها ساختارهایی باز هستندکه می توانند بدون هیج محدودیتی گسترش یابند. یکی از ویژگی های بارز آن برتری ریخت اجتماعی بر کنش اجتماعی است. گرچه بازتاب و تاثیر شکل گیری رسانه های مجازی در این منطقه انکارناپذیر و قابل بررسی است، اما مسئله ی اساسی بررسی (عدم) زیر ساخت های مورد نیاز کشورهای این منطقه برای شکل گیری روندهای دموکراسی سازی است، چرا که ماهیت این جنبش ها دموکراسی خواهانه است و گذار به دموکراسی از مفاهیم اساسی جامعه شناسی سیاسی در دنیای امروز است. در این پژوهش دو کشور مصر و تونس، با سابقه ی طولانی دیکتاتوری، برای بررسی انتخاب شده اند. تونس از جهت تقدم و مصر از جهت تکرار پذیری روند اعتراضاتِ تونس و اینکه مصر از یک سو بزرگترین واحد سیاسی-جمعیتی جهان عرب، مرکز ثقل اندیشه ی ملی گرایی عربی و از سوی دیگر به دلایل ژئو پلیتیکی، ژئو اکونومیکی و ژئواستراتژیکی یکی از تاثیر گذارترین کشورها در حوزه ی آفریقا، دنیای عرب و جهان اسلام محسوب می شود.
فراگرد زمانی این تحولات و شیوه های متفاوت تا ثیر گذاری جامعه ی شبکه ای بر سیر این تحولات از موضوعات قابل تامل است، چرا که تحلیلگران با رویکردهای متفاوت علل مختلفی را سبب ساز این اعتراضات عنوان کرده اند: از جمله بحران مالی جهانی، افزایش جمعیت، بالا بودن نرخ بیکاری، فساد مالی و .. با این حال تمامی آنها قویا بر نقش، جایگاه ومیزان تاثیر گذاری شبکه های مجازی، رسانه ها، اینترنت و.. اذعان دارند
سوال تحقیق:
با توجه به گسترش رسانه های ارتباطی و همه گیر شدن جامعه مجازی پرسش اساسی این است که بروز جامعه شبکه ای و پیدایش فرهنگ سیاسی مقاومت چگونه موجب تکوین جنبش های انقلابی در مصر و تونس شده است؟
فرضیه تحقیق:
فرضیه مقدماتی در این پژوهش عبارت است از این که:ظهور جامعه شبکه ای و فرهنگ سیاسی مقاومت از جمله عوامل پیروزی انقلاب در کشورهای مصر و تونس شده است.
تعریف متغیرها:
از مفاهیم مورد بررسی در این پژوهش جامعه شبکه ای می باشد که خود دارای شاخص های چندی من جمله:شبکه های اجتماعی،اینترنت،فیس بوک،تلفن همراه و ….. می باشد.در بیان تعریف جامعه شبکه ای به نظریات کاستلز و گیدنز اشاره شده است.
مفهوم دیگری که از مفاهیم محوری در این پژوهش می باشد مفهوم انقلاب است که ابتدا تعریفی سنتی ازآن ارائه شده است و سپس با توجه به تحولات عصر حاضر به باز تعریف آن پرداخته ایم.در ارائه تعریف انقلاب اشاره به تعریف جان فوران شده است از شاخص های انقلاب به بررسی انقلاب اطلاعاتی،انقلاب اقتصادی،انقلاب تکنولوژی و ….. اشاره شده است.
متغیرهای این پژوهش چنین می باشند:
متغیر مستقل:جامعه شبکه ای
متغی میانجی:فرهنگ سیاسی مقاومت
متغیر وابسته:پیروزی انقلاب
جامعه شبکه ای
شبکه ها ریخت جدید اجتماعی جوامع ما را تشکیل می دهند و ویژگی آن برتری ریخت اجتماعی بر کنش اجتماعی است و قدرت جریان ها از جریان های قدرت پیشی می گیرد.شبکه مجموعه ای از نقاط اتصال یا گره های به هم پیوسته است
انقلاب
انقلاب ها را اغلب با توجه به مجموعه ی وسایل و هدف های آنها و استحاله های اجتماعی و سیاسی چشمگیری که در ضمن ودر پی بسیج نیروهای توده ای روی می دهد تعریف می کنند.
عصر حاضر،عصر ارتباطات و اطلاعات است و انقلاب ها،انقلاب ارتباطاتی و اطلاعاتی است که عامل پیروزی بخش در آنان شبکه های مجازی،اینترنت و شبکه های اجتماعی است.برای اینکه یک انقلاب موفق شکل بگیرد 5 عامل علی با هم ترکیب می شوند:1-توسعه ی وابسته 2- حکومت سرکوبگرومتکی به شخص 3-شکل گیری و تبلور فرهنگ سیاسی مقاومت 4- رکود اقتصادی 5-ارتباط باز با نظام جهانی
فرهنگ سیاسی مقاومت
فرهنگ،نقشی مهم و پیچیده در ایچاد انقلاب و پیامدهای آن دارد.فرهنگ سیاسی مقاومت حاصل سلسله ای از عناصر مادی و گفتمانی است که اغلب در مقابله با دولت ساخته و پرداخته می شود.
یکی از همبسته های جامعه ی شبکه ای، جنبش های اجتماعی نو است.از آنجا که انقلاب ها رویدادهایی آتشین، هیجان انگیز و جذاب اند و توجه زیادی را به خود جلب می کنند.
جنبش های اجتماعی را می توان تلاش یا کنش جمعی برای ایجاد تغییرات مطلوب یا جلوگیری از تغییرات نا مطلوب دانست. جنبش های اجتماعی معاصر به شدت به رسانه های جمعی متکی اند و از طریق آنها با نمایش اعتراض ها درخواست های خود را مطرح می کنند. جنبش های اجتماعی جدید دارای پایگاه های محلی هستند و به جای جهت گیری ملی حول گروه های کوچک متمرکز شده اند و بیشتر بر جنبه هایی نظیر فرهنگ،شیوه ی زندگی و مشارکت در سیاست اعتراض توجه دارند. جنبش های اجتماعی در قبال مشکلاتی که در عصر جهانی شدن از طریق رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی شفاف تر مطرح می شوند، قابلیت بسیج عمومی و سیاسی را دارند
ادبیات تحقیق:
تحولاتی که از سال2010 در خاورمیانه آغاز شده و کماکان ادامه دارد سبب ساز جذب پژوهشگران و تحلیلگران به این منطقه شده است که هر طیف از پژوهشگران ازنقطه نظری به بررسی این منطقه پرداخته اند.نگارنده این پژوهش به بررسی میزان نقش شبکه های ارتباطی بر تحولات خاورمیانه عربی پرداخته. این که رسانه چه نقش و جایگاهی در این جوامع، جوامعی که در سال های اخیر با تغیرات فراوانی در بافت اجتماعی خود روبرو بوده اند.از افزایش سریع تحصیل کردگان به عنوان مثالی می توان نام بردکه پیامد آن ظهور نخبگان جدیدی بود که تخصص داشتند و آگاهی کامل داشتند به ابزار های ارتباطی امروزی که خود زمینه های جنبش های نوین اجتماعی را فراهم کردند، رسانه های مجازی با شکستن انحصار دولت در مهندسی افکار عمومی و آشکار کردن ناتوانی دولت در مدیریت کشور سبب شکل گیری تحولات اخیر در خاورمیانه شدند. توانایی رسانه های مجازی در بسیج افکار عمومی به اندازه ای بود که تحولات اخیر را می توان انقلاب رسانه ای نام نهاد. رسانه های مجازی فرصت مناسبی را در اختیار گروه های اجتماعی گذاشتند تا علاوه بر افزایش آگاهی جوانان و اطلاع رسانی به سازماندهی گسترده آنان بپردازند و از آنجا که گروه های مختلف اجتماعی نیز مانند گذشته برای دسترسی به اطلاعات و اخبار خود را به رسانه های سنتی محدود نمی کنند این شبکه ها به راحتی می توانند به افکار آنها جهت دهند و بر تحولات تاثیر بگذارند.
با توجه به اینکه عمده آثار منتشر شده در چارچوبه ی ژورنالیستی و بدون اتکا به داده های پژوهشی و تحلیلی هستند و نظر به اینکه در ارتباط با حوادث جاری یک سال اخیر در شمال آفریقا و خاورمیانه سابقه اندکی موجود می باشد- به خصوص محدودیت منابع فارسی- تلاش نگارنده ارائه ی اثری علمی و در راستای ارتقای دانسته های علمی خواهد بود.
این نکته قابل ذکر است که با توجه به مطالعات انجام شده توسط نگارنده چند مورد کتاب که به صورت مجموعه مقالات منتشر شده در این تحقیق مورد استفاده قرارگرفته است من جمله از کتاب The New Arab: Revolution In The Arab که توسط Foreign Policyدر سال12- 2011 منتشر شده است.
نگارنده با کتبی چند در خصوص تحولات اخیر مواجه شد که در ماه های اخیر منتشر شده است همچون:The Arab Revolution که توسطFiliu Jean-Pierre نوشته شده است.
به زبان فارسی نیز اساتید و صاحب نظران برجسته ی کشورمان نطرات خود را در قالب مقالات و سخنرانی در قالب همایش های داخلی و بین المللی ارائه کرده اند که نگارنده از آنها نهایت بهره را برده است.از جمله کتاب هایی که به زبان فارسی در سال اخیربه چاپ رسیده است می توان به کتاب بحران های سیاسی و جنبش های اجتماعی در خاورمیانه،دکتر محمود واعظی اشاره کرد که ایشان در رابطه با تحولات اخیر خاورمیانه همایشی نیز برگزار کردند.در کشور ما و به زبان فارسی بیشتر مجموعه مقالات و همایش های علمی برگزار شده است که در این راستا می توان به مقاله ی،تحولات اخیر خاورمیانه و شمال آفریقا:ریشه ها و پیامدهای متفاوت نوشته ی :امیر نیاکوئی اشاره کرد.نگارنده در پی نوشت هر بخش به طور کامل به منابع اشاره کرده است.کتاب ها و مقالات به صورت جامع به تحولات خاورمیانه پرداخته اند اما نگارنده در این پژوهش به صورت موردی به بررسی کشورهای تونس و مصر پرداخته با تاکید بر شکل گیری شبکه های مجازی در این کشورها تا بتواند مطالب علمی و دقیق ارائه دهد.پژوهشگران عناوین مختلفی برای این تحولات برگزیدند اما امانت داری نگارنده را بر آن واداشته تا عنوانی را که مردم برگزیدند را انتخاب کند و این تحولات را بهار عربی بنامد.این پژوهش دارای آمار دقیقی است که لازمه ی پژوهشی علمی است که از نقاط قوت پژوهش نیز می باشد سایر مقالات و پژوهش های به عمل آمده بیشتر در چارچوب خبررسانی بودند اما این پژوهش به دنبال چرایی و تحلیل است
اهداف تحقیق:
این پژوهش در پی آن است که با ارائه ی تعاریفی جامع به بررسی مضامین انقلاب، خیزش،طغیان، جنبش بپردازد چرا که نگارنده با عناوینی چند برای این تحولات- همچون انقلاب تویتری، انقلاب فیس بوکی، بیداری اسلامی، بهار عربی و انقلاب رسانه ای- مواجه شده که این امر زمینه ساز ترغیب بیش از پیش نگارنده برای بیان تعبیری به جا و درست برای تحولات اخیر شده است .از آنجا که تحولات رخ داده در خاورمیانه با تعاریف کلاسیک انقلاب، جنبش و طغیان همخوانی ندارد، نمی توان در قالب ادبیات سنتی به واکاوی تحولات رخ داده پرداخت.
اهداف علمی:
بررسی نظری روند شکل گیری جامعه شبکه ای و شبکه های اجتماعی به عنوان مولفه های دخیل و اصلی در شکل گیری تحولات اخیر خاورمیانه از اهداف اصلی این پژوهش است که در این میان نقش اینترنت،فیس بوک و….مد نظر است. اثبات نظری تاثیر شبکه های مجازی بر شکل گیری فرهنگ سیاسی مقاومت و پیروزی انقلاب در کشورهای مصر و تونس است.در این پژوهش هدف بررسی و اثبات تاثیر شکل گیری شاخص های عنوان شده ی شبکه ی مجازی در کشورهای تونس و مصر وارائه ی نظری علمی در این مورد است.
اهداف عملی:
بررسی کاربردی نقش،جایگاه و میزان اثر گذاری شبکه های مجازی به طور عام ونتایج حاصل از این شبکه ها درتحولات منطقه خاورمیانه از اهداف مد نظر این پژوهش است که در این راستا با انواع انقلاب های تکنولوژی عصر حاضر نیز مواجه ایم.این بررسی از آن حیث جالب توجه است که کشور ما،ایران در منطقه ی خاورمیانه واقع شده است و سبقه ی انقلاب را نیز دارد از اینرو نگارنده در تلاش است تا با بیان و بررسی جایگاه ویژه و رو به گسترش رسانه های مجازی،شبکه های مجازی ،فضای مجازی و روند جهانی شدن کارویژه هایی برای ایران و شبکه های ایرانی به عنوان یک قدرت در منطقه ارائه دهد تا همگام با این تحولات تکنولوژیک پیش رود واز کارویژه های شبکه های مجازی غافل نباشد.
روش پژوهش و جمع آوری اطلاعات:
این پژوهش سعی دارد با استفاده از روش توصیفی- تبیینی و استفاده از منابع کتا بخا نه ای و اینترنتی به بررسی روند شکل گیری جامعه ی شبکه ای و میزان تاثیر گذاری آن بر روند تحولات اخیر در منطقه بپردازد. موضوع پژوهش به دلیل جاری بودن قابل مشاهده بوده از اینرو تلاش نگارنده بر نهایت بهره برداری از به روز بودن داده ها بوده است .همچنین نگارنده
سعی نموده از آثار با ارزشی که در رابطه با موضوع پژوهش بودند نهایت بهره برداری را بنماید.
جمع آوری اطلاعات نیز به روش اسنادی- آرشیوی ، کتابخانه ای انجام یافته است .
موانع و محدودیت های پژوهش:
یکی از عمده موانع در زمینه این پژوهش ، جاری بودن حوادث، به روز بودن تحولات مورد بررسی و محدود بودن پژوهش های آکادمیک حول موضوع این پژوهش است همین سبب شده که ادبیات علمی و پژوهشی در این زمینه غنی نباشد و بخش عمده ای از آثار منتشره در چهارچوبه ژورنالیستی باشد زیرا عمده آثار فقط به شرح حوادث و رویداد های در حال جریان پرداخته و آثاری که به صورت آکادمیک به این موضوعات پرداخته باشد در دسترس نمی باشد.
حدود و نقطه ی تمرکز پژوهش:
این تحقیق به دنبال آن است که جایگاه و میزان تاثیرشبکه های اجتماعی، ارتباطی، مجازی،
اینترنت و رسانه های جمعی در اعتراضات مخالفین دولت در کشورهای مصر و تونس را در طی 17 ماه اخیر یعنی از 17 دسامبر 2010 تا پیروزی انقلاب مصر را مورد بررسی قرار دهد. از آنجا که یکی از مولفه های شبکه های مجازی نمادها هستند، باید دید چگونه این درک سیاسی برای به کارگیری نمادها در میان مردم ایجاد شده است؟
آنچه تامل برانگیز این است که شبکه های مجازی و جامعه ی شبکه ای تنها دارای کارکرد و نقش سیاسی همچون احزاب سیاسی نیستند و این خود سبب ساز رویکردی ویژه نسبت به آن شده است.
رسانه های جمعی بر خلاف احزاب سیاسی و گروهای فشار از کانال های کمتری برای دسترسی به تصمیم گیرندگان برخوردارند اما توانایی ایجاد بسیج و قدرت توده ای را دارند، کم هزینه و از ظرفیت های مشارکتی بالایی بر خوردارند.
عصر ارتباطات بر شبکه ای شدن ارتباطات تاکید داردو ارتباطات تمامی عرصه های زندگی را از سیاسی تا اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و خصوصی را شامل می شود .
اعتراضاتی که از سال 2010 در جهان عرب آغاز شده و کماکان ادامه دارد نتایج سیاسی متفاوتی به بار آورده است به طوری که باعث سرنگونی دیکتاتوری های مصر و تونس شده است و ابن اعتراضات کماکان به حرکت دومینووار خود در منطقه خاورمیانه ادامه می دهد در این پژوهش تلاش است تا با تمرکز بر دامنه ی این تحولات در دو کشور مصر وتونس بر میزان تاثیر گذاری جامعه ی شبکه ای در روند این تحولات در خلال سال های 2010 تا 2012 پرداخته شود.
سازماندهی پژوهش
ساختار پژوهش مورد مطالعه همانند سایر رساله های ارائه شده، تنظیم شده است که شامل قسمت های ابتدایی همچون پیشگفتار، چکیده و فهرست مطالب می باشد.سازمان اصلی این پژوهش سه بخش و یک نتیجه گیری را در بر می گیرد که در انتها نگارنده لیستی از منابع مورد استفاده را ارائه کرده است.نگارنده با ارائه کلیاتی در خصوص مسئله و موضوع پژوهش به تبیین مسئله ی پژوهشی پرداخته است و سپس در بخش اول که تمهیدات نظری می باشد به مباحث نظری در خصوص موضوع پژوهش پرداخته است.
نگارنده در این بخش با ارائه چکیده ای از نظریات کاستلز در خصوص شکل گیری جامعه شبکه ای و بیان نظریه ی جریان های کاستلز و نظریات جهانی شدن گیدنز زمینه های ورود به بحث در خصوص تحولات 2 سال اخیر خاورمیانه را از حیث نظری فراهم ساخته است.
در بخش دوم به مطالعه موردی کشور های تونس و مصر پرداخته است که در این بخش علل شروع این تحولات مورد بررسی قرار گرفته است و در بخش سوم به بررسی مقایسه ای روند شکل گیری جامعه شبکه ای و میزان تاثیر گذاری آن در روند تحولات دو کشور مورد مطالعه پرداخته شده است و در انتها ماحصل مطالعات نگارنده به صوررت نتیجه گیری ارائه شده است.
بخش اول:
چارچوب نظری
مقدمه:
جهان در حال تبدیل شدن به یک بازارچه است که در آن ایده ها و محصولات در آن واحد در هر نقطه در دسترس هستند
بسترهای جدید ارتباطاتی و شبکه های مجازی که به سبب جهانی شدن و ظهور انقلاب در عرصه فناوری اطلاعات وارتباطات پدید آمده اند،اشکال جدید کنش اجتماعی را سبب ساز شده اند .در این بستر جدید،شبکه های تعامل غیر رسمی الگوهای هویتی،معنایی را اشاعه می دهند.فضای مجازی با شکل دهی هویت های نوین به میزان زیادی بر واقعیت اثر گذار است.هویت هایی که می توانند کنش جمعی را به ارمغان آورند.هویت هایی که با بهره گیری از شبکه های مجازی اشکال جدیدی از جنبش های اجتماعی را به ارمغان می آورند،چرا که در عصر فشردگی زمان و مکان به سر می بریم و با فضای مجازی روبرو هستیم.
فصل اول

جامعه شبکه ای
گفتار اول:کاستلزوظهور جامعه ی شبکه ای
(…شبکه ها ریخت جدید اجتماعی جوامع ما را تشکیل می دهند و گسترش شبکه ها تغییرات شگرفی در عملیات و نتایج فرایند های تولید،تجربه،قدرت و فرهنگ ایجاد می کند.شکل شبکه ای سازمان اجتماعی در دیگر مکان ها و زمان ها نیز وجود داشته است،پارادایم نوین تکنولوژی اطلاعات بنیان مادی گسترش فراگیر آن را در سراسر ساختار اجتماعی فراهم آورد.غیبت یا حضور در شبکه و پویایی هر شبکه در برابر دیگر شبکه ها ،منافع حیاتی سلطه و تغییر در جامعه ی ما هستند ،جامعه ای که به جامعه ی شبکه ای معروف است و ویژگی آن برتری ریخت اجتماعی بر کنش اجتماعی است و قدرت جریان ها از جریان های قدرت در آن پیشی می گیرد…..)(کاستلز،542:1380)
(…شبکه مجموعه ای از نقاط اتصال یا گره های به هم پیوسته است.نقطه ی اتصال یا گره نقطه ای است که در آن یک منحنی خود را قطع می کند.این که نقطه ی اتصال چه چیزی است مشخصا به نوع شبکه های مورد نظر بستگی دارد.شبکه ی جریان مالی جهانی از نقاط اتصال بازارهای بورس و مراکز خدمات جانبی پیشرفته آن ها تشکیل شده است.در شبکه ی سیاسی حاکم بر اتحادیه ی اروپا شوراهای ملی وزیران و کارگزاران بلند پایه ی اروپایی نقاط اتصال محسوب می شوند…)(کاستلز،543:1380).
سیستم های تلویزیونی ،استودیوها،گروه های خبری و دستگاه های محرک تولید،ارسال و دریافت علائم نقاط اتصال شبکه ی جهانی رسانه های جدید هستند که کانون بیان فرهنگی و افکار عمومی در عصر اطلاعات است . شبکه ها ساختارهایی باز هستند که می توانند بدون هیچ محدودیتی گسترش یابند ونقاط شاخص جدیدی را در درون خود پذیرا شوند تا زمانی که این نقاط توانایی ارتباط در شبکه را داشته باشند یعنی مادام که از کدهای ارتباطی مشترک مثل ارزش ها یا اهداف کارکردی استفاده می کنند یک ساختار اجتماعی مبتنی بر شبکه ،سیستم بسیار بازو پویایی است که بدون اینکه توازن آن با تهدیدی روبرو شود توانایی نوآوری دارد.
ریخت شناسی شبکه منبع سازمان دهی مجدد بنیادین روابط قدرت است کلیدهایی که شبکه ها را به یکدیگر متصل می کنند ابزار ممتاز قدرت هستند بنابراین قدرتمندان کسانی هستند که کنترل کلیدها را در دست دارند.(castells,2010)
(…از آنجاکه اطلاعات و ارتباطات عمدتا از طریق سیستم رسانه ای پراکنده ولی فراگیر به گردش در می آیند،بازی سیاسی به نحو فزایند ه ای در فضای رسانه ها انجام می شود.رهبری در اشخاصی تمرکز یافته است و انگاره سازی به منزله ی قدرت سازی است.این بدان معنا نیست که کل سیاست را می تون به تاثیرات رسانه ای فروکاست یا آن که نتایج سیاسی بر ارزش ها و منافع تاثیری ندارد.ولی بازیگران سیاسی هر که باشند و جهت گیریشان هر چه باشد در بازی قدرتی حضور دارند که از طریق و توسط رسانه ها انجام می شوداین بازی قدرت در کل سیستم رسانه ای که هر روز از تنوع بیشتری برخوردار می شود و شبکه های ارتباط کامپیوتری را نیز در بر می گیرد ،جریان دارد. این حقیقت که سیاست باید در چارچوب زبان رسانه های الکترونیکی قرار گیرد پیامدهای شگرفی برای ویژگی ها ،سازمان و اهداف فرایند های سیاسی،بازیگران سیاسی و نهادهای سیاسی دارد . در نهایت قدرت هایی که در شبکه های رسانه ای حضور دارند،نسبت به قدرت جریان هایی که در ساختار و زبان این رسانه هانهفته است جایگاه ثانوی دارند .در سطحی عمیق تر،بنیان های مادی جامعه،یعنی مکان و زمان در حال دگرگونی است و پیرامون فضای جریان ها و زمان بی زمان سازمان می یابد.
کارکردهای مسلط در شبکه هایی سازمان می یابند که به فضای جریان هایی که آنها را در سر تا سر جهان با یکدیگر پیوند می دهد تعلق دارد….).( کاستلز،544:1380)
مکان تجلی جامعه است ،از آنجا که جوامع ما دستخوش دگرگونی های ساختاری هستند ،می توان به شکلی منطقی فرض کرد که شکل ها و فرایند های فضایی جدیدی نیز در حال پدیدار شدن است.از منظر نظریه ی اجتماعی،مکان تکیه گاه مادی عملکردهای اجتماعی است که در یک زمان انجام می گیرند.
جامعه ی ما پیرامون جریان ها تشکیل شده است؛جریان های سرمایه،جریان های اطلاعات،جریان های تکنولوی،جریان های ارتباط متقابل سازمانی،جریان های تصاویر،صداها و نمادها.جریان فقط یکی از عناصر سازمان اجتماعی نیستند بلکه تجلی فرایند های مسلط بر زندگی اقتصادی،سیاسی و نمادین ما هستند.(کاستلز،1380)
فضای جریان ها سازماندهی مادی عملکردهای اجتماعی است که دارای اشتراک زمانی هستند و از طریق جریان ها عمل می کنند.جریان ها به معنای سلسله مبادلات و تعاملات هدفمند ،تکراری و برنامه پذیر میان جایگاه های نقش آفرینان اجتماعی در ساختار های اقتصادی،سیاسی و نمادین جامعه است که از نظر فیزیکی با یکدیگر ارتباط ندارند.(castells,2010)
فضای جریان ها به معنای تکیه گاه مادی فرایند ها و عملکردهای مسلط در جامعه اطلاعاتی را می توا ن با ترکیب حداقل سه لایه تشریح کردکه در مجموع فضای جریان ها را تشکیل می دهند.نخستین لایه،نخستین تکیه گاه مادی فضای جریان ها،در واقع توسط مداری از محرک های الکترونیکی ایجاد می شود.(کاستلز،1385)
(میکروالکترونیک،مخابرات،پردازش کامپیوتری،سیستم های رادیو تلویزیونی،حمل و نقل سریع که بر تکنولوژی استوارند )به همراه یکدیگر مبنای مادی فرایند هایی را تشکیل می دهند که در شبکه نقش راهبردی دارند.در این شبکه هیچ مکانی به خودی خود وجود ندارد بلکه جایگاه ها به وسیله ی جریان ها تعریف می شوند.
دومین لایه ی فضای جریان ها از گره ها و محورها یا بازوهای آن تشکیل می شود .اگر چه منطق ساختاری فضای جریان ها مکان است ،فضای جریان ها بی مکان نیست.این فضا بر مبنای شبکه ی الکترونیک استوار است ولی این شبکه مکان های ویژه ای را به یکدیگر متصل می کند که دارای ویژگی های اجتماعی ،فیزیکی،فرهنگی تعریف شده ای هستند.برخی مکان ها برای مبادله استفاده می شوند
یعنی محورهای ارتباطی که نقش هماهنگ کننده را در تعامل روان همه ی اجزای شبکه بازی می کنندسایر مکان ها گره های شبکه یعنی محل انجام امور استراتژیک هستند که مجموعه ای از فعالیت ها و سازمان های مستقر در این مکان را پیرامون کارکردی کلیدی در یک شبکه ایجاد می کنند.واقع شدن در گره ها را مکانی خاص به سراسر شبکه وصل می کند (castells,2010)
سومین لایه ی مهم فضای جریان هابه سازمان دهی مکانی نخبگان مدیریتی مسلط اشاره دارد که کارکردهای اصلی که چنین فضایی پیرامون آن تحقق می یابد اعمال می کند.فضای جریان ها تنها منطق مکانی جوامع ما نیست ولی مسلط ترین منطق است،چون منطق مکانی منافع و کارکرد های مسلط در جامعه ماست. .(کاستلز،1385)
فضای جریان ها ارتباط نمادین معماری همگون در گره های هر شبکه در سر تا سر جهان را نیز شامل می شود به نحوی که معماری از قید و بند تاریخ و فرهنگ هر جامعه رها می شود و در دنیای شگفت انگیز و خیالی جدید امکانات نامحدود گرفتار می شود .دنیایی که زیر بنای منطقی است که سیستم چند رسانه ای منادی آن است ،فرهنگ موج سواری الکترونیک ،چنان که گویی می توانیم تنها با جهش به فضای فرهنگی بی انتهای جریان های قدرت،همه شکل ها را در هر مکانی که باشند باز آفرینی کنیم.حصر معماری در انتزاع تاریخی مرز رسمی فضای جریان ها است.(کاستلز،1385)

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید